خبرگزاری حوزه | آنچه امروز در پهنهی خیابانهای ایران مشاهده میکنیم، فراتر از یک واکنش عاطفی به یک فقدان بزرگ است. ما با پدیدهای روبرو هستیم که امام شهیدمان از آن به عنوان «مبعوث شدن مردم» یاد کردند. هر بعثتی در تاریخ، مأموریتی بر عهده دارد و اگر رسالت نسل اول انقلاب، پاکسازی جغرافیای ایران از نفوذ استکبار بود، رسالت این «مردم مبعوث»، ایفای نقش در قامت «امام مستضعفان جهان» است. ما از امامت فردی به «امامت جمعی» هجرت کردهایم.
سیمرغ فرود آمده از آسمان بر زمین
برای درک این تحول، میتوان از منطقالطیر عطار کمک گرفت. رهبر شهید ما همان سیمرغی بود که اراده ملی را نمایندگی میکرد. در این مقطع تاریخی، معادلهای شگرف رقم خورد. پیش از این، ملت خون خود را فدای رهبر میکرد، اما این بار خون رهبر به ملت هدیه شد. با دمیده شدن این خون مطهر در روح جامعه، آن حقیقت واحد در تکتک آحاد ملت تکثیر گشت. گویی فصل جدیدی بر منطقالطیر افزوده شده است. فصلی که در آن سیمرغ پس از یگانگی در آسمان، بر زمین فرود میآید و در کالبد میلیونها انسان تکثیر میشود. اکنون هر ایرانی، مرتبهای از آگاهی و ارادهی خامنهای شهید را در خود دارد.
سوژگی ملت در خیابان حاصل تربیت امام شهید
یکی از کلیدیترین دستاوردهای این دوران، تجلی «سوژگی» و عاملیت مردم در خیابان است. در گذشته، نهادهای رسمی، زمان، مکان و شعارهای حضور مردم را تعیین میکردند و مردم در جایگاه لبیکگو و ابژه بودند. اما امروز، مردم خود در جایگاه فاعل و سوژه قرار گرفتهاند. آنها اکنون همزمان سه نقش کارگردان، بازیگر و تماشاگر صحنه را ایفا میکنند. این جوشش خودانگیخته محصول هیچ اتاق فکر و دیوانسالاری اداری نیست، بلکه ناشی از یک تربیت مستمر الهی است که باعث شده مردم بدون نقشه عملیاتی از پیشتعیینشده، دقیقاً در پازل مبعوثیت امت نقشآفرینی کنند.
ابطال نظریۀ شکاف نسلی در دانشگاهِ خیابان
سالهاست که نظریات آکادمیک بر طبل «شکاف نسلی» و تفاوت ماهوی نسل دهه نود با آرمانهای انقلاب میکوبند. اما واقعیتِ میدانیِ این دو ماه، بطلانِ قطعی این نظریات را فریاد زد. خیابان به یک دانشگاه بزرگ تبدیل شده است که در آن، انتزاعیترین مفاهیم تمدنی مانند «ایستادگی» و «استقلال»، برای نسل جدید به عینیترین شکل ممکن تبیین شد. ما شاهد غنیسازی ارادهها در نسل چهارم هستیم. نسلی که به تعبیر رهبر شهید، از نسل اول جلوتر است. این پدیده را نمیتوان با ظرفیت دانشهای پوزیتیویستی موجود در دانشگاهها تبیین کرد. اینجا سخن از حکمتی است که خروجیاش امثال سلیمانیها هستند.
مقاومت روزمره از نظریه تا متن زندگی
ما در حال تجربه نوعی «مقاومت روزمره» هستیم. مقاومت دیگر یک اتفاق در حاشیه زندگی یا واکنشی صرف به زمان وقوع جنگ نیست، بلکه به متن زندگی و یک «سبک زندگی» تبدیل شده است. شبهای اربعینی ایران نشان داد که میتوان کارهای روزمره را تعطیل نکرد، اما حضور در صحنه را به بخشی از سلوک فردی و اجتماعی بدل ساخت. این حضورِ آگاهانه، سرمایه اجتماعی ایران را به شکلی درونزا افزایش داده است.
رسالت ملت مبعوث ایران ارتقا یافته است. اگر تا دیروز مأموریت ما حفظ «حرم ایران» بود، امروز رسالت ما رهبری این حرم برای کل جهان است. الهامبخشی ایران امروز چنان است که اندیشمندان و شاعران جهان عرب، تمنای حضور در میدان آزادی تهران را دارند تا با این سمفونی شرف همراه شوند. این بعثت معطوف به یک رسالت جهانی است و ما در نسبت با امام حیّ خود، آیتالله سید مجتبی خامنهای که سیمرغ مرحله جدید و نماینده اراده ملی است، وارد دوران «امامتِ امت» شدهایم تا پرچم توحید را بر قلههای رفیع عالم به اهتزاز درآوریم.
حجت الاسلام و المسلمین احمد رهدار، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم










نظر شما